سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

370

تاريخ ايران ( فارسى )

فراوان بود و بعلاوه يك پادگان نيرومندى از آن محافظت مينمود مقاومت نمايد . نادر شاه پس از اكتشافاتى از موقعيت حريف بدين نتيجه رسيد كه بدون داشتن توپخانهء سنگين نميتواند شهر را محاصره نمايد ، بنابرين تصميم گرفت كه ارتباط شهر را با نقاط ديگر قطع سازد . نادر اين منظور را با مهارت و كاردانى بسيارى انجام داد ، دورتادور شهر بامر او برج‌هائى ساخته شد و در آنها كه به محيط 28 ميل شهر را احاطه مىنمود پياده نظام خود را كه با تفنگ‌هاى سر پر مجهز بودند قرار داد و بدين طريق رابطهء قندهار عملا از نواحى مجاور خود كاملا قطع شد ، اما با اين حال شهر مدت يكسال مقاومت نمود و آنوقت نادر مصمم شد كه براى تصرف آن قدمهاى جدىترى بردارد . قندهار در مقابل تپه‌اى قرار داشته و يك ديوار و عده‌اى برج و بارو كه استحكامات خارجى شهر را تشكيل ميداده از آن دفاع مينمودند . محاصره‌كنندگان بالاخره توانستند بر بعضى از اين برجها دسترسى پيدا كرده و با مشكلات خيلى زياد توپها را به بالاى برج كشيده سوار كنند ، بختيارىها نيز در آنموقع با تصرف يك برج كه بر قلعه مسلط و مفتاح آن مكان بود بر امتياز و اعتبار خود افزودند . بدين طريق قندهار به اختيار نادر درآمده و تحت شفقت و ترحم وى قرار گرفت و او هم با كمال مروت و عقل و سياست با اهالى رفتار نمود و بعضى از ايشان از وفادارترين سربازان او شدند . حسين فرار كرده ولى بعدا تسليم و در مازندران زندانى شد . نادر عدهء زيادى از افراد غلجائى را بحوالى نيشابور كوچ داد و در عوض طوايف ابدالى را بجاى آنها بحوالى قندهار آورد . محاصرهء قندهار چيزى بر جلال و بزرگى يا افتخار نادر شاه نيفزود ، زيرا او آنجا را مدت يكسال در محاصره داشت ، بدون اينكه براى تصرف آن بوسائل ديگر كوششى به عمل آورد . و حوادث بعدى ثابت نمود كه آنجا غيرقابل تسخير نبوده و در مقابل حمله‌هاى سخت و شديد بسرعت مغلوب ميشد . لشكركشى رضا قلى ميرزا برضد بلخ در زمان محاصرهء قندهار رضا قلى ميرزا فرزند ارشد نادر با دوازده هزار نفر سرباز زبده از خراسان براى حملهء به بلخ بدان سوى